الیور تویست

الیور تویست

This was no very gre...
ساعت ۸:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۸ 
Oliver Twist (Young Reading Series 3 Gift Books)This was no very great consolation to the child. Young as he was, however, he had sense enough to make a feint of feeling great regret at going away. It was no very difficult matter for the boy to call tears into his eyes. Hunger and recent ill-usage are great assistants if you want to cry; and Oliver cried very naturally indeed. Mrs. Mann gave him a thousand embraces, and what Oliver wanted a great deal more, a piece of bread and butter, less he should seem too hungry when he got to the workhouse. With the slice of bread in his hand, and the little brown-cloth parish cap on his head, Oliver was then led away by Mr. Bumble from the wretched home where one kind word or look had never lighted the gloom of his infant years. And yet he burst into an agony of childish grief, as the cottage-gate closed after him. Wretched as were the little companions in misery he was leaving behind, they were the only friends he had ever known; and a sense of his loneliness in the great wide world, sank into the child's heart for the first time.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
این هیچ دلداری بسیار عالی برای کودک بود. تا او جوان بود ،
با این حال ، او بود حس لازم را برای ساختن ظاهری از احساس پشیمانی بزرگ در
دور رفتن. بدون توجه به آن بسیار دشوار برای پسر اشک شد) تماس بگیرید
به چشمان او. گرسنگی و سوء استفاده های اخیر از دستیاران بزرگ اگر شما
می خواهم به گریه و جیغ و الیور به طور طبیعی در واقع بسیار. خانم مان داد
او را هزار embraces ، و آنچه میخواست الیور زیادی بیشتر
تکه ای از نان و پنیر ، کمتر به نظر می رسد وی باید بیش از حد گرسنه هنگامی که کردم
به محل کار. با بریدن از نان در دست دارد ، و کمی
قهوه ای پارچه بر سر درب اهل محله او ، الیور دور شد و سپس توسط آقای رهبری
سرهم بندی کردن از صفحه اصلی که در آن رنجور کلمه یا یک نوع نگاه به حال هرگز
روشن دل تنگی سال کودک خود را. و در عین حال او را به عذاب پشت سر هم
از غم بچه گانه ، به عنوان گیت دلمه بسته بعد از او. اخیر به عنوان
بودند همراهان کمی در بدبختی ترک می کرد پشت سر ، به آنها
تنها دوستان او تا کنون شناخته شده بود و احساس تنهایی خود را در
جهان بزرگ گسترده ، sank به قلب کودک برای اولین بار.