الیور تویست

الیور تویست

The church clocks ch...
ساعت ٥:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢۱ 
Oliver Twist (Classic Fiction) CHAPTER XLVI THE APPOINTMENT KEPT The church clocks chimed three quarters past eleven, as two figures emerged on London Bridge. One, which advanced with a swift and rapid step, was that of a woman who looked eagerly about her as though in quest of some expected object; the other figure was that of a man, who slunk along in the deepest shadow he could find, and, at some distance, accommodated his pace to hers: stopping when she stopped: and as she moved again, creeping stealthily on: but never allowing himself, in the ardour of his pursuit, to gain upon her footsteps. Thus, they crossed the bridge, from the Middlesex to the Surrey shore, when the woman, apparently disappointed in her anxious scrutiny of the foot-passengers, turned back. The movement was sudden; but he who watched her, was not thrown off his guard by it; for, shrinking into one of the recesses which surmount the piers of the bridge, and leaning over the parapet the better to conceal his figure, he suffered her to pass on the opposite pavement. When she was about the same distance in advance as she had been before, he slipped quietly down, and followed her again. At nearly the centre of the bridge, she stopped. The man stopped too.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:


فصل XLVI

نگهداری ملاقات حضوری با مدیریت

کلیسا ساعتهای سه چهارم از یازده گذشته ، به عنوان دو چهره chimed
ظهور در پل لندن. یکی ، که با پیشرفته سریع و سریع
گام ، این بود که از زنی که با اشتیاق در مورد نگاه خود را به عنوان هر چند در
تلاش برخی از شیء انتظار می رود ؛ شکل دیگر این بود که از یک مرد که
slunk عمیق ترین امتداد در سایه او می تواند پیدا کنید ، و در برخی از راه دور ،
سرعت خود را به مال انزن جایگزین : توقف ، زمانی که وی به متوقف شود : و به عنوان او
نقل مکان دوباره ، خزنده stealthily شده در : اما هرگز به خود اجازه می دهد ، در
ardour از تعقیب وی ، به دست آوردن بر او footsteps. بنابراین ، آنها
پل گذشتند ، از Middlesex به ساحل سوری ، هنگامی که
زن ، ظاهرا در موشکافی یکپارچه ، اضطراب او ناامید
پا به مسافران ، برگرداندند. جنبش ناگهانی بود ، اما او که
به تماشای او بود ، نه پرتاب کردن گارد خود را با آن ، برای ، جمعشدن را به
یکی از recesses که از میان برداشتن piers از پل ، و علاقه شدید به چیزی
بیش از دیواره های بهتر برای پنهان کردن چهره خود ، او را به رنج می برد
گذر در پیاده رو مقابل. زمانی که او در مورد مشابه در سال فاصله بود
به عنوان پیش شده بود ، قبل از او ، او تضعیف بی سر و صدا کردن ، و به دنبال
او دوباره. در نزدیک به مرکز پل ، او متوقف شود. مرد
بیش از حد متوقف شود.